محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

431

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و نيز ، بدان كه معيشت و بقاء شخص بدون آن « 1 » هر دو ممكن نيست و ليكن هر يك به قدر ضرور و احتياج : نه اسراف و زيادتى ، و نه نقصان و كمى و تنگ گرفتن بر خود . و آيهء كريمهء « وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » « 2 » و « كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا » « 3 » و « وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ » « 4 » اشاره بدان است ؛ مثنوى : آب زير كشتى ، آن را « پشتى » است آب در كشتى ، هلاك كشتى است و ضرورت آب ، بعد [ از ] هوا باشد و اهّم ساير امور ضروريه است و لهذا اين ، بعد از هوا و پيش از ديگران ذكر يافت . [ ما يوكل ] [ اقسام اجمالى اغذيه و ادويه ] : و بدان كه اشياء مركبه ، خالى از « مادّه » و « كيفيت » و « صورت نوعيهء مميزهء هر يك « 5 » نوع مركبى از ديگرى » نيستند و ليكن در بعضى هر سه متساوىاند ، و در بعضى مادّه غالب [ است ] و در بعضى كيفيت و در بعضى صورت . و در غلبه نيز در شدّت و ضعف متفاوت‌اند و هر يك مسمّى به اسم خاص‌ّاند . و چون اين امور بالإجمال دانسته شد ، پس بدان كه سواى آب آن چه وارد بدن گردد - خواه غذا باشد و خواه دوا - و ميان آن و طبيعت مدبّرهء بدنيه و حرارت غريزيه و قواى آن فعل و انفعال رو دهد - كه آن ، فعل در حرارت و قواى بدنيه نمايد و حرارت و قواى بدنيه در آن - خالى از آن نيست كه تأثير آن : يا به مادّه فقط است بدون تأثير كيفيت ؛ يعنى كيفيتى غالب بر مزاج اصلى بدن احداث نمىنمايد . « 6 » و آن را « غذاى مطلق » نامند .

--> ( 1 ) . ب : اين . ( 2 ) . سورهء انبياء ، آيه 30 . ( 3 ) . سورهء اعراف ، آيه 31 . ( 4 ) . سورهء اسراء ، آيه 29 . ( 5 ) . ب : ( يك ) حذف شده . ( 6 ) . ب : ( و ) حذف شده .